نقش پژوهش در آموزش

اگر پذیرفته باشیم که مدرسه باید کانون تحولات تربیتی باشد، این کانون بدون بهره مند شدن از پژوهش و فن آوری در خود مدرسه و کلاس های درس آن، نمی تواند مبنای تحول قرار گیرد. توفیق برنامه های صادرشده از مرکز مستلزم سازگارشدن آن با وضع خاص محیط های آموزشی در سراسر کشور است. باتوجه به این که این محیط های آموزشی ماهیت و وضع یکسانی ندارند، در نتیجه نیاز به تعدیل و تفسیر و همسازکردن در محیط های آموزشی همیشه وجود خواهد داشت. برای تغییر و تفسیر نیز گریزی از پژوهش نیست.

پژوهش های دانشگاهی نیز از نظر کثرت و گستردگی و جامعیت به آن حد نیستند که بتوانند به نیازهای تمامی مدارس و کلاس های درس پاسخ سنجیده و اندیشیده بدهند لذا پژوهندگی توسط معلمان ضرورتی اجتناب ناپذیر خواهد بود. پژوهندگی، معلمان را به آزادگی و استقلال رأی رهنمون می کند. وقتی معلم دست به پژوهش زد، خود را از قیودات القاشده توسط دیگران رها می کند.

با پژوهشگرشدن معلمان فاصلة نظر و عمل که همواره موردانتقاد بیشتر صاحب نظران و دست اندرکاران است از میان می رود، میان نظرات علمی و دانشگاهی و کلاس درس پیوند حاصل می شود، خود معلمان بالنده شده و رشد می یابند، خودباوری در آنان تقویت می شود. به موضوع ها و مسائل محلی و منطقه ای توجه کافی می شود.

حس تعلق و مشارکت جویی در آنان تقویت می شود، اعتبار کارشان بیشتر می شود و خلاقیت های شان گسترش می یابد.

ادامه نوشته

مــدرنیســم و اســلام گــرایی تا پســامدرنیســــم و پســااســلام گـــرایی  

از آنجا که اسلام گرایی برخاسته و متاثر از دورۀ مدرنیسم و تجدید و پسااسلام گرایی نیز متاثر از دورۀ پست مدرنیسم در اروپا است. بیرابطه نخواهد بود تا اندکی به آنها اشاره رود. باید خاطر نشان نمود که این تاثیر پذیری بیشتر حاشیه یی و شعاعی بوده و اما با تاسف که پذیرش آن به شکل شعاعی و حاشیه یی صورت نگرفت. هر طوری که باشد، نمی توان از این رابطه ها و تاثیرات آنها بر یکدیگر انکار ورزید؛ زیرا این گونه رابطه ها و تاثیرات در جهان یک امر طبیعیی بوده و جلو آن را نمی توان گرفت. با وجود دشواری های گذشته در دنیای قدیم به دلیل نبود دستگاه های چاپ و فناوری های ماهواره یی وانترنیتی جدید در حوزه های رسانه های صوتی و تصویری درجهان از روند تاثیرات و برقرار رابطه میان دانش و فرهنگ بشری از یک قاره به قارۀ دیگر جلوگیری نشد؛ بعد از دستیابی بشر به پیشرفت های اخیر و بویژه پیشرفت های شگفت آور بشر در چند دهۀ اخیر که جهان را کوچکتر از یک دهکده چه که شیشه یی گردانیده است. از چنین روابطی نمی توان انکار کرد، نفی آن جزمعنای جهل مرکب معنای دیگری نخواهد داشت. اشاره به تاثیرات شعاعی پیشرفت های غرب در اسلام معنای نفی کلی ارزش های غربی را نداشته و از دستاورد ها و ارزش های بزرگ علمی، فلسفی و فناوری آن را نمی توان، دربست ناپذیرفتنی خواند. بخشی از مشکلات کنونی جهان اسلام تفسیر و تعبیر نادرست از ارزش های غربی بوده که بیشتر تحت تاثیر تمایلات شدید ایده ئولوژیکی در خورد مسلمانان داده شده است. هرگاه چنین نمی شد و ارزش های غربی مقداری واقعی تر و منطقی تر مورد تفسیر دانشمندان و متفکران ایده ئولوگ و روشنفکران جهان اسلام قرار میگرفت. بدون تردید دشواری های کنونی در جهان اسلام به این پیمانه نبوده و اندکی از حجم آن قبل از این کاسته می گردید.

ادامه نوشته